تبليغاتX
عقيق - صاحب خانه

عقيق

می گردم دور خانه اش نمی دونم چه بگم و چی بخوام  ......جمعیت می چرخند و دعا می خونند هر کس به زبانی و حالی بعضی به فریاد بعضی به زمزمه بعضی به سکوت........می چرخم و گوش می کنم

مرد عربی بلند بلند دعا می کند و زن و بچه هایش تکرار می کنند :اعوذو بک من شرک و شک و نفاق و سوء اخلاق و..(خدایا به تو پناه می برم از شرک و شک و دورویی و اخلاق بد)....می گم آمین

پسر ترکی(احتمالا اهل ترکیه) رد می شود نمی فهمم چه می گوید اما زمزمه می کند و صدایش می لرزد......می گم آمین

جوان عربی می گوید  انا یطوف بیتک ولکن ارید رب البیت (من دور خانه ات می چرخم اما صاحبخانه را می خواهم )و تکرار می کند انا ارید رب البیت  ....تکرار می کنم انا ارید رب البیت

زن ترکی رد می شود و دعاهای عربی  را به لهجه ی ترکی می خواند :ربنا آتنا فی الدنیا حسنا و فی الآخره حسنا و گنا(و قنا) عذاب انار........می گویم آمین

و پیرمردی رد می شود در حال طواف دشتی آواز می خواند:که مو افتاده ام دستم نگیری.........کیف می کنم

صدایی می گذرد و می گوید:اعوذ بک من نفسی(پناه می برم به تو از خودم از دست خودم نفسم دلم و...).......اعوذ بک من نفسی من نفسی من نفسی

پ.ن۱:یک بابایی از حج برمی گرده می گن چه خبر بود می گه:والا خدا که خونه نبود یک عده هم سرگردون توی حیاط می چرخیدن حالا حکایت ماست

پ.ن۲:یک طواف به نیابت همه دوستان نتی و وبی ومجازی و حقیقی انجام دادم  و دعا گوی همه دوستان بودم اما نمی دونم چرا برای هر کس مخصوصا دعا کردم یک بلایی به سرش اومده!!!!!!!!!

پ.ن۳:مدینه که بودم هر وقت چشمم به گنبد حرم پیامبر(ص) می افتاد به عادت(یا به ارادت) بی اختیار می گفتم :السلام علیک یا علی بن موسی الرضاو... دیگه روزهای آخر بود که یادم می ماند بگم السلام علیک یا ایها انبی و... 

مکه که رفتم رو به کعبه به عادت دست به سینه می گذاشتم می ماندم چی بگم می گفتم: السلام علیک یا خود خدا

حالا که برگشتم رو به گنبد امام رضا (ع)که می کنم قاطی می کنم چی سلام بدم

اعیاد شعبان مبارک........خیلی مبارک............مبارک

+ نوشته شدم در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 21:31 توسط عقیق |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست


صفحه نخست
نامه بر


پیوندهای روزانه

gaze
ارمیا
یادنامه ی رضا امیرخانی از معلمش
الهی دورت بگردم...
شب را باید بی چراغ رو شن کرد
آرشیو پیوندهای روزانه


دیروزها

آذر 1388

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385


آرشیو موضوعی

شعر
یاداشت های پراکنده
کتاب
داستانک
سینما وتاتر
پایان نامه


پیوندها

خاطرات عمره/الهی دورت بگردم
پابرهنه در بهشت
قلم های کاغذی
آقاي هيچكس
یک وجب دل
سگ پرسه
لانگ شات
اکینانیوز
گوربان
راوی
پریزاد
مشیانه
هم درد
MoviEs
محرمانه
ماه ناتمام
نقشی بر آب
پرچین سوخته
مشترک مورد نظر
علي علي اكبري
پنجره اي رو به جامعه
فروپاشي اول شخص مفرد
دست نوشته های یک احمد
همچون.....کرگدن......تنها
چند.....نفر.......طلبه
زیستنی...دیگر
فرزند...صبح
خورنق
مشق شب
Spotlight
حلقه ی سه شنبه
پس از طوفان
زبور داوود
نجوای من
خانه کتاب انشا
رمل سیراب
جودی آبوت
به نام نامی سکوت
... این روزها که می گذرد
پژمان


    دید و بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS